تبليغاتX
ساحل آرام
برف چه زیباست

خوش به حال انهایی که برف می بینند و برف بازی می کنند

خوش به حال بچه ها که با دیدن برف شاد می شوندوخوشحال

انشا ئ الله همه شما ها شاد باشید

الان در اکثر مناطق ایران برف وباران داریم می تو ان شاعرانه دیدو

عارفانه فکر کرد.

+ نوشته شده توسط مهران در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 12:57 |

وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی  

اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند.

م جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را حترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا (دختر كورش كبير) برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.

ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .

هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی .

کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم (کانال سوئز) هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت.

افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند.

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .

بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر ببیشتری میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به یست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد  . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .

هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده .

عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .

+ نوشته شده توسط مهران در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 12:56 |

- سيب‌زميني تقويت كننده قلب، استحكام لثه، مسكن درد و زخم معده است.

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري آريا، ساقه و برگ‌هاي سيب‌زميني حاوي سمي بنام سولانين است، بنابراين نبايد آن را مصرف كرد، ولي جوشانده رقيق شده همين برگ‌ها را به عنوان آرامش دهنده اعصاب استفاده مي‌كنند.

 

 

مهم‌ترين ماده اصلي موجود در سيب زميني نشاسته است كه معمولاً 9 تا 25 درصد آن را تشكيل مي دهد، از اين رو براي تامين انرژي ماده مفيدي است كه نسبت به غلات كمتر تحت تاثير آفات قرار مي گيرد و پرورش آن آسان‌تر است.

 

 

سيب‌زميني در بين سبزيجات، حاوي ويتامين B6 بالايي است و هر100 گرم سيب زميني 20 تا 25 ميلي گرم ويتامين C دارد و براي تامين ويتامين C مورد نياز براي جلوگيري از خونريزي لثه مفيد است، ولي نكته بسيار مهم اين است كه در اثر ماندن در انبار و پخت نامناسب، مقدار زيادي از ويتامين C آن به هدر مي رود.

 

براي اين كه سيب‌زميني ويتامين C كمتري را از دست بدهد، بايد به مقدار كمتري خريداري و نگهداري شده و حتي‌الامكان با پوست پخته شود.

 

سيب‌زميني علاوه بر ويتامين، حاوي مواد مفيد ديگري مثل پتاسيم، فسفر، آهن، منيزيوم و مقدار زيادي ويتامين B6 است كه براي ورزشكاران بسيار حياتي و به آمادگي و بازسازي بدنشان كمك مي‌كند.

 

گفتني است، سيب زميني در جلوگيري از سرطان نيز مفيد است. بهتر است، بزرگسالان و افراد مسن حداقل هفته‌اي يك بار سيب‌زميني را جايگزين ديگر مواد نشاسته‌اي كنند
+ نوشته شده توسط مهران در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 13:12 |

تصور کنید ؛ با ذوق و شوق فراوان و البته با هزینه ای فراوان ، گوشی موبایل خود را خریداری کرده اید!

اما یک غفلت کوچک کافی است تا با افتادن گوشی در داخل جوی آب و یا حتی سرویس بهداشتی (99% مواقع) تمامی امید و آرزوهای شما نابود شود.

تصور به این موضوع نیز بسیار دردناک است! اما نه! اندکی صبر کنید! هنوز تا نابود شدن کامل گوشی زمان زیادی مانده! در این ترفند هدف اين است تا با معرفی یک ترفند خارق العاده روشی معرفی گردد که گوشی شما اگر یک دوش حسابی هم گرفته باشد نجات پیدا کند ! ترفندی که در عین حال عجیب اما کاربردی است .                                                    

ابتدا به این داستان واقعی توجه فرماييد
:                                                                          
Ernesto ، خبرنگار ، پس از یک دوچرخه سواری طولانی به خانه برمی گردد و شروع می کند به شستن دست و رویش ، اما از آنجایی که کیف وسایل همراهش را بدجایی قرار داده بود ، ناگهان در یک لحظه کیف بر می گردد و گوشی BlackBerry نازنین 450 دلاریش در درون توالت می افتد.

پس از اینکه از شوک حادثه خارج می شود ، سریع گوشی را از آب خارج می کند ، باتری گوشی را در می آورد و شروع به خشک کردن گوشی با سشوار می کند.

اما پس از اندکی هنگامی که می بینید این روش موثر نیست و گوشی نیز وارد حالت کما شده است ، به یکی از دوستانش که در این زمینه تخصص داشته تماس می گیرد و از او کمک می خواهد.

دوست عزیز هم در پاسخ او می گوید که گوشی را در یک ظرف پر از برنج نپخته بگذارد.

بله، برنج نپخته.

همگی ما دیده ایم که برنج خاصیت جذب رطوبت دارد و با اصول خیس کردن برنج هم آشنا هستیم .

سر انجام پس از اینکه گوشی یک روز در داخل ظرف برنج می ماند ، کاملأ سالم و مانند روز اولش می شود .

 

 

+ نوشته شده توسط مهران در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 13:19 |

ولادت امام رضا (ع) 148هجري قمري بر همه مسلمين جهان مبارك باد.

آيا مي دانيد سرمايه فكري چيست؟

وال من عضوsec سرمايه فكري را به عنوان دارايي هايي تعريف مي كند كه در زمان حال با ارزش صفردرترازنامه مالي ارزش گذاري مي شوند مانند:

قدرت فكري افراد

نام هاي تجاري

علايم تجاري

پس مي توان به اهميت قدرت تفكر توجه داشت .

 

واردكردن تصاويري به جز كليپ آرت ها:

به منظور وارد كردنيك تصويرشخصي در يك اسلايد گزينه insert-picture-from file را انتخاب كرده سپس فابل تصوير دلخواه خود رابر گزينيد وروي دكمه insert كليك كنيد.

نرم افزار power point اين امكان را فراهم مي كنه

 

لطيفه:

مي دوني چرا تشك را قبل از دوختن با چوب مي زنن؟

چون بعدا هر چي ديد صداش در نياد!

 

به تركه ميگن دوران نامزدي مثل چيه ؟

ميگه :مثل اينكه بابات برات دوچرخه خريده باشه ولي نذاره سوار بشي.

 

+ نوشته شده توسط مهران در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 9:42 |

طبقه بندی اختلالات روانی

DSM IV راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، این اختلالات به شرح زیر طبقه بندی می‌کند:


  • عقب ماندگی ذهنی
  • اختلالات یادگیری (اختلال خواندن ، اختلال در ریاضیات ، اختلال در بیان کتبی)
  • اختلالات نافذ مربوط به رشد (اختلال اوتیستیک ، اختلال رت ، اختلال آسپرگر)
  • اختلالات کمبود توجه
  • اختلالات تغذیه‌ای و خوردن شیرخوارگی واوان کودکی (هرزه خواری ، اختلال نشخوار)
  • اختلالات تیک (تیک توره ، تیک حرکتی یا صوتی مزمن ، تیک گداز)
  • اختلالات ارتباطی (اختلال زبان بیانی ، اختلال زبان دریافتی بیان مختلط ، لکنت زبان)
  • اختلالات دفعی (بی‌اختیاری ادراری ، بی‌اختیاری مدفوع)
  • سایر اختلالات دوران شیرخوارگی ، کودکی و نوجوانی (اختلال اضطراب جدایی ‌، گنگی انتخابی ، اختلال دلبستگی واکنشی ، اختلال حرکتی کلیشه‌ای)
  • اختلالات نسیانی ، دلیریوم و دمانس
  • اختلالات مربوط به مصرف مواد
  • اسکیزوفرنی و سایر اختلالات سایکوتیک
  • اختلالات خلقی (افسردگی اساسی ، اختلالات دو قطبی و ...)
  • اختلالات اضطرابی (اختلال هراس ، جمع هراسی ، اختلال وسواسی ، جبری ، اختلال استرس پس از سانحه و ...)
  • اختلالات شبه جسمی (اختلال جسمانی کردن ، اختلال تبدیلی ، خود بیمار انگاری ، اختلال بدریختی بدن)
  • اختلالات ساختگی
  • اختلالات تجزیه‌ای (فراوموشی تجزیه ای ، گریز تجزیه‌ای ، اختلال شخصیت چند گانه و اختلال مسخ شخصیت)
  • اختلالات هویت جنسی و جنسیتی
  • اختلالات خواب
  • اختلالات کنترل تکانه (اختلال انفجار دوره‌ای ، جنون دزدی ، جنون آتش افروزی ، قمار بازی بیمار گونه و وسواس کندن مو)
  • اختلال انطباقی
  • اختلالات شخصیتی (پارانوئید ، اسکیزوئید ، اسکیزوتایپی ، ضداجتماعی ، مرزی ، نمایشی ، خودشیفته ، دوری گزین ، وابسته و اختلال شخصیت وسواسی و جبری)
+ نوشته شده توسط مهران در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 17:3 |

تاریخچه اختلالات روانی

آدمی همواره در مورد سلامت جسم ، روابط اجتماعی و جایگاه خود در این عالم نگران بوده است و در این زمینه‌ها سوالات بسیاری مطرح کرده و پیرامون آنها نظریاتی ابراز داشته است. بعضی از این نظریات تقریبا جهان شمول به نظر می‌رسند و در بسیاری از مناطق دنیا و اکثر دوره‌های تاریخی دیده می‌شوند. طبق نظریه‌هایی کهن که امروزه هم به چشم می‌خورد، اختلال روانی نتیجه عملکرد نیروهای ماوراء طبیعی و جادوئی مثل ارواح شرور و شیطان است. در جوامعی که این نظریه را باور داشتند، درمان به صورت جن گیری انجام می‌شد.

در تاریخ اختلالات روانی این عقیده نیز رواج داشته که آنها را ناشی اختلال کارکرد بدن می‌دانستند. در یونان باستان به درمان این اختلالات در معبد الهه سلامت می‌پرداختند. بقراط اهمیت مغز را در تبیین این اختلالات دریافت و درمان مبتنی بر استراحت ، استحمام و رژیم غذایی را توسعه بخشید. حرکت به سوی توجیهات منطقی در تبین رفتار را سقراط ، افلاطون و ارسطو تقویت کردند.

افلاطون رفتار پریشان را برخاسته از تعارضات درونی بین هیجان و عقل به شمار می‌آورد. برخورد به مبتلایان به این اختلالات خط سیری از برخورد غیر انسانی تا برخوردهای انسانی‌تر را شامل می‌شود. جنبش معطوف به درمان انسانی‌تر با این بیماران با کارهای فیلیپ پنیل آغاز شد. بتدریج تغییرات اصلاحیتر بیشتری آغاز و ادامه یافت و تحقیقات علمی در سبب شناسی ، طبقه بندی و درمان اختلالات انجام گرفت.
+ نوشته شده توسط مهران در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 15:48 |
مفهوم اختلال روانی مثل بسیاری از مفاهیم در طب و علوم دیگر فاقد تعریف عملی ثابتی که پوشاننده همه موفقیتها باشد بوده است. قابل قبولترین تعریف اختلالهای روانی را به صورت زیر توصیف می کند؛ هر یک از اختلالات روانی به صورت یک سندرم یا الگوی رفتاری یا روانشناختی مهم بالینی تصور شده است که در یک فرد روی می‌دهد و با ناراحتی (یک علامت دردناک) یا ناتوانی (تخریب در یک یا چند زمینه مهم عملکرد) یا با افزایش قابل ملاحظه خطر مرگ ، درد ، ناراحتی و ناتوانی یا فقدان مهم آزادی ، همراه است.

به علاوه این سندرم یا الگو نباید صرفا یک پاسخ قابل انتظار و تایید شده فرهنگی در مقابل رویدادی خاص مثلا مرگ یک شخص مورد علاقه باشد. علت اصلی هر چه باشد فعلا باید آن را تظاهر یک اختلال کارکردی زیست شناختی رفتاری یا روانشناسی در فرد تلقی نمود.
+ نوشته شده توسط مهران در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 15:45 |

حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی اصطلاحی است که بر شبکه دوستان فرد و کمک رسان‌های بالقوه دلالت دارد. نمونه‌ای از عناصر شبکه اجتماعی شامل همسر ، خویشاوندان ، والدین ، بهترین دوستان ، همسایگان خوب ،همکاران شغلی و دوستان گروه مذهبی است. حمایت اجتماعی فرآیندی است که افراد توسط آن امکانات عاطفی و عملی خود را برای کمک رسانی به فرد دیگر هنگام رنج بردن ازیک بحران ، به میان می‌آورند و او را یاری می‌دهند.

مردم به دلایل گوناگون جویای حمایت دیگران هستند، دوستی ، کمک به گرفتاری‌های روزانه ، کمک مالی و دسترسی به منابع مورد نیاز در سطح هیجانی حمایت اجتماعی فرصت‌هایی را برای مهرورزی ، پشت گرمی ، تشویق ، اطمینان آفرینی ، دوستی ، حس هویت و … فراهم می‌آورد. حمایت اجتماعی به دو طریق اثرات زیان بخش استرس‌ها را کاهش می‌دهد. در روش اول حمایت اجتماعی فرد را در برابر عوامل استرس‌زا قبل از اینکه رخ دهد، کمک می‌کند. در روش دوم شبکه حمایت اجتماعی به عنوان سپری در مقابل استرس عمل می‌کند.

روشهای غیرمستقیم مبارزه با استرس (روش‌های دفاعی)

مکانیسم‌های دفاعی

مکانیسم‌های دفاعی برای اولین بار توسط فروید تعریف و توصیف شدند. آنها راههایی برای مقابله با استرس ، اضطراب ، ناکامی و تعارض هستند ولی عامل استرس‌زا را مورد توجه قرار نمی‌دهند (بر عکس روشهای مستقیم) بلکه واقعیت عامل استرس‌زا را تعریف نموده و آن را به صورت واقعه‌ای بی‌ضرر که تهدید کننده نیست، ارزیابی می‌کنند. مثلا از طریق مکانیسم انکار رئیس یک شرکت از اقرار به اینکه شرکت در حال ورشکستگی است، خودداری می‌کند و بدین ترتیب استرس را از خود دور می‌کند. انواع مکانیسم‌های دفاعی وجود دارند نظیر: سرکوبی ، انکار ، واپس روی ، فرافکنی ، همانندسازی ، خیال پردازی ، تصعید ، عقلانی کردن و … که در سه سطح دفاعهای پخته و کامل ، دفاعهای اضطراب آور و دفاع‌های آشفته عمل می‌کنند.

استفاده از آرام بخش‌ها

داروهای آرام بخش نظیر: باربیتورات‌ها (Barbiturates) ، بنزودیازپین‌ها (Benzodiazepines) و … همگی اثر پاراسمپاتیک (Parasympathetic) داشته و موجب آرامش و خواب می‌شوند. داروهای آرام بخش بدین خاطر موثرند که اختلالات فیزیولوژیکی استرس را بی اثر می‌کنند. در واقع داروهای آرام بخش می‌توانند بصورت مصنوعی یک بهبود فیزیولوژیکی را راه اندازی نمایند. از طرف دیگر این داروها بی‌نتیجه هستند، زیرا به تلاش شخص برای مبارزه با پیامدهای شناختی و هیجانی استرس کمک نمی‌کنند. به عبارت دیگر این داروها موجب آرامش جسمی می‌شوند و برای تغییردادن منبع یا علت استرس کاری انجام نمی‌دهند.

آرامیدگی

روش‌های کنترل استرس نظیر آرامیدگی (Relaxation) ، مراقبه (Meditation) با کاهش دادن تنش جسمانی مثل داروهای آرام بخش عمل می‌کنند. امتیاز این روش‌ها این است که مشکلات داروهای آرام بخش را ندارند. بدین معنی که آنها موجب اعتیاد جسمانی و وابستگی روانی نمی‌شوند. این روش‌ها به فرد آموزش می‌دهند که آرام باشد، عمیقا تنفس کند و تنش عضلانی را آرام کند. انتقاد اساسی به این روش آن است که مردم قادر نیستند به راحتی پاسخ‌های فیزیولوژیکی خود را به هنگامی که در یک موقعیت استرس آور هستند کنترل کنند. به عبارت دیگر در حالی که فردی به پیامدهای از دست دادن کار یا گذراندن یک امتحان فکر می‌کند، حفظ کنترل شخصی بر فشار خون دشوار است. انتقاد دیگر (که به تمام روش‌های دفاعی وارداست) این است که این روش‌ها به جای درمان علت استرس نشانه‌های آن را درمان می‌کنند.

ورزش

افرادی که ورزش می‌کنند یا شرایط جسمی خود را در حالت طبیعی و خوب نگه می‌دارند، نسبت به افرادی که چنین وضعیتی ندارند، کمتر به اضطراب و افسردگی دچار می‌شوند. ورزش آثار منفی استرس را به روشهای مختلف کاهش می‌دهد، در درجه اول در موقع ورزش هورمون‌های واردشده به جریان خون به هنگام استرس ، مصرف می‌شوند و خطر آنها را کاهش می‌دهد. در درجه دوم تنش متراکم شده در ماهیچه‌ها را آزاد می‌کند و درنهایت نیرو ، نرمی و قدرت بدنی را افزایش می‌دهد و مقاومت دستگاهی ، قلبی - عروقی را زیادتر می‌کند. ورزش‌هایی که در هوای آزاد انجام می‌گیرد، موثرتر از ورزش‌های داخل سالن است. از بین ورزش‌های مفید می‌توان پیاده روی و دوچرخه سواری و شنا را نام برد.
+ نوشته شده توسط مهران در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت 8:17 |

نگاه اجمالی

مبارزه با استرس (فشار روانی) یعنی هر نوع تلاش سالم یا ناسالم هوشیار یا ناهوشیار برای جلوگیری ، از بین بردن یا ضعیف کردن استرس آورها ، یا تحمل کردن اثرات آنها بطوریکه حداقل آسیب رسانی را داشته باشد. معمولا دو شیوه کنار آمدن با استرس وجود دارد: به صورت مستقیم و به صورت غیر مستقیم (دفاعی). روش‌های مستقیم مبارزه با استرس مستلزم توجه شخص به واقعه استرسزا و به کارگیری امکانات رفتار و شناختی برای تغییر دادن واقعه است، بطوری که موقعیت از استرس‌زا بودن به موقعیت بدون استرس تغییر کند. روش‌های دفاعی مبارزه با استرس مستلزم اجتناب از واقعه استرس زا یا جلوگیری از پاسخ‌های هیجانی ، شناختی و فیزیولوژیکی است.

روش‌های مستقیم مبارزه با استرس

مسئله گشایی برنامه ریزی شده

در این روش برای کاستن یا از بین بردن یک عامل استرس آور محاسباتی (برنامه ریزیهایی) ذهنی انجام می‌شود و بعد برای اینکه آن برنامه به ثمر برسد، تلاش لازم بکار برده می‌شود. این روش به دو دلیل مؤثر است اولا نتایج آن به بهترشدن رابطه بین شخص و موقعیت منجر می‌شود. این بدین معنی است که این روش باعث تغییر مثبت موقعیت استرس آور و شخص یا هردو می‌شود. ثانیا این روش باعث می‌شود که شخص احساس بهتری داشته باشد، حالت هیجانی بهتری را بوجود آورد، هیجان منفی کمتر و هیجان مثبت بیشتری را تولید می‌کند. این بدان دلیل است که توجه فرد را از اثرات و پیامدهای زیان بخش عامل استرس آور دور می‌سازد و آن را متوجه امکانات امیدوارکننده‌تر و روشن‌تر می‌کند.

روش مواجه‌ای

روش مواجه‌ای مستلزم نزدیک شدن مستقیم به منبع استرس و تلاش برای تغییردادن فوری آن است. مثلا در یک رابطه کاری ، ممکن است مدیری به کارمندش بگوید که کار او جالب نیست و باید سخت تر کار کند یا استعفا دهد. این نوع برخورد با عامل استرس‌زا اغلب بجای آنکه تغییر سازنده‌ای را موجب شود به پیامدهای نامطلوب می‌انجامد و حالتهای هیجانی منفی به بار می‌آورد. برخی تحقیقات نشان داده‌اند که ابراز خشم ، خصومت و پرخاشگری که اغلب با کنار آمدن مواجه‌ای همراه است باعث می‌شود که شخص احساس بدترشدن کند و نه بهترشدن. با این حال اگر حالت‌های هیجانی آزار دهنده را همانند دیگر روشها کاهش دهد روش موثری خواهد بود.
+ نوشته شده توسط مهران در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 8:7 |

مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبهش کرد و تميز کردن زمينش رو - به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين..»
مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»
رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد. نميدونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه فرنگي بخره. يعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگيها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايهش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت ...
پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده فروشان امريکاست. شروع کرد تا براي آيندهي خانوادهش برنامه ربزي کنه، و تصميم گرفت بيمه عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد، نماينده بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»

نماينده بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. ميتونين فکر کنين به کجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت:

آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت.

نتيجه هاي اخلاقي:
1. اينترنت چاره ساز زندگي نيست.
2. اگه اينترنت نداشته باشي و سخت کار کني، ميليونر ميشي.
3. اگه اين نوشته رو از طريق ايميل دريافت کردي، تو هم نزديکي به اين که بخواي آبدارچي بشي، به جاي ميليونر...!!!


درجواب اين نوشته به من ميل نزنين، من دارم ايميلم رو ميبندم تا برم گوجه فرنگي بفروشم!!!!

+ نوشته شده توسط مهران در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 13:39 |
عید سعید فطر پیشاپیش  بر تمامی مسلمانان و روزه داران ودوستان بازدیدکننده مبارک.

                                                                  

پاک زیستم پاکترازچشمهای نور                  پاک زیست کن همانند زلال آب

پیامبر اکرم ص:

همنشین خوب بهتر ازتنهایی وتنهایی بهتر از همنشین بد.

حضرت علی ع:

امروز تنها عیدی است که خداوندروزه اش را پذیرفته وشب زنده دارانش را سپاس گذارده است.

عیدفطر مبارک

+ نوشته شده توسط مهران در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 13:21 |

باسلام

خدمت بازديد كنندگان عزيز عرض كنم ازاينكه به دليل مشغله كاري نتوانستم آپ شوم عذر مي خوام

بنابراين ضمن قبولي طاعات وعبادات شما بزرگواران بخشي ازادامه خاطرات ايام تابستون را مي نويسم

اميدوارم مثل هميشه مشوق وراهنمايم باسيد.

راستش امسال به دليل مشكل بنزين وسيله شخصي ام رابا قطارحمل نمودم بعدش هم تهران پس از تحويل خودرو رهسپار شمال شدم البته مسافت اينجوري هم خستگي راه رو كم ميكنه وديگه احساس خستگي نمي كني

نمي دونم تا حالا به شاهزاده ابراهيم رفتيد يا نه .جاي با صفا وخوبي است انشا ئ اللاه در ادامه درمورد سفر زيارتي و همچنين سفري كه به ماسوله داشتم براتون مطلب خواهم نوشت.

لطفا راهنمايي ام كنيد ونظر بدهيد.

+ نوشته شده توسط مهران در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 14:33 |

در روياهايم ديدم كه با خدا گفتگو مي كنم. خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفتگو كني
من در پاسخش گفتم اگر وقت داريد. خدا خنديد : وقت من بي نهايت است...
در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟
پرسيدم: چه چيز شما را سخت متعجب مي سازد؟
خدا پاسخ داد: كودكي شان
اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند عجله دارند كه بزرگ شوند
و بعد دوباره پس مدتها آرزو مي كنند كه كودك باشند
... اينكه آنها سلامتي شان را از دست مي دهند تا پول به دست آورند
و بعد پولشان را ازدست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست آورند
اينكه با اظطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند
و بنابر اين نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده
اينكه آنها به گونه اي زندگي مي كنند كه هرگز نمي ميرند
و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند
دستهاي خدا دستانم را گرفت و براي مدتي سكوت كرديم
و من دوباره پرسيدم: به عنوان يك پدر مي خواهي كدام درسهاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟
او گفت: بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد
همه كاري كه آنها مي توانند بكنن اين است كه
اجازه دهندكه خودشان دوست داشته باشند
بياموزند كه درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند
بياموزند كه تنها چند ثانيه طول مي كشد تا زخمهاي عميقي بر قلب آنان كه دوستشان مي داريم
ايجاد كنيم اما سالها طول مي كشد تا آن زخم ها التيام بخشيم
بياموزند كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد
كسي است كه به كمترين ها نياز دارد
بياموزند كه آدم هايي هستند كه آنها را دوست دارند
فقط نمي دانند كه احساسشان را چگونه بيان كنند
بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند
و آن را متفاوت ببينند
بياموزند كه كافي نيست فقط آنها ديگران را ببخشند
بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند
من با خضوع گفتم:
از شما به خاطر اين گفتگو متشكرم
آيا چيز ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند؟
خدا لبخند زد و گفت:
فقط اينكه بدانند من اينجا هستم
هميشه...

 لطفا نظر دهید

 

+ نوشته شده توسط مهران در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 8:40 |
راستش شمال خیلی قشنگه فرقی هم نمی کنه گیلان باشه یا مازندران

البته من گیلان رفته بودم خیلی باصفایه

ای کاش شماهارو هم می دیدم شاید اومده باشید من ندیده باشم

ادامه دارد

+ نوشته شده توسط مهران در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 15:17 |
می خواستم خاطره ای از مرخصی تابستون را براتون بگم

امسال تابستون به شمال رفتم جاتون سبز دوستان

خیلی خوب بود یه روز به همراه دوستان به کنار ساحا خزر رفتیم

اولش گل کوچک زدیم وبعد رفتیم شنا.

راستش ساحل  رنگ وبوی خوبی داشت دخترا وپسرها خونواده ها خلاصه همه مشغول تفریح وشنا بودند

ادامه دارد

 

+ نوشته شده توسط مهران در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 14:2 |

در روياهايم ديدم كه با خدا گفتگو مي كنم. خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفتگو كني
من در پاسخش گفتم اگر وقت داريد. خدا خنديد : وقت من بي نهايت است...
در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟
پرسيدم: چه چيز شما را سخت متعجب مي سازد؟
خدا پاسخ داد: كودكي شان
اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند عجله دارند كه بزرگ شوند
و بعد دوباره پس مدتها آرزو مي كنند كه كودك باشند
... اينكه آنها سلامتي شان را از دست مي دهند تا پول به دست آورند
و بعد پولشان را ازدست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست آورند
اينكه با اظطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند
و بنابر اين نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده
اينكه آنها به گونه اي زندگي مي كنند كه هرگز نمي ميرند
و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند
دستهاي خدا دستانم را گرفت و براي مدتي سكوت كرديم
و من دوباره پرسيدم: به عنوان يك پدر مي خواهي كدام درسهاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟
او گفت: بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد
همه كاري كه آنها مي توانند بكنن اين است كه
اجازه دهندكه خودشان دوست داشته باشند
بياموزند كه درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند
بياموزند كه تنها چند ثانيه طول مي كشد تا زخمهاي عميقي بر قلب آنان كه دوستشان مي داريم
ايجاد كنيم اما سالها طول مي كشد تا آن زخم ها التيام بخشيم
بياموزند كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد
كسي است كه به كمترين ها نياز دارد
بياموزند كه آدم هايي هستند كه آنها را دوست دارند
فقط نمي دانند كه احساسشان را چگونه بيان كنند
بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند
و آن را متفاوت ببينند
بياموزند كه كافي نيست فقط آنها ديگران را ببخشند
بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند
من با خضوع گفتم:
از شما به خاطر اين گفتگو متشكرم
آيا چيز ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند؟
خدا لبخند زد و گفت:
فقط اينكه بدانند من اينجا هستم
هميشه...

+ نوشته شده توسط مهران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 10:48 |

تا حالا فكر كرديد كه آلبرت انيشتين فيزيكدان معروف را چقدر مي شناسيد؟! نابغه گيج و پريشان

 خيالي كه نظريه نسبيت عام و خاص را مطرح كرد و ثابت كرد.


آيا تا حالا ميدونيستید كه آلبرت انيشتين هنگام تولدش داراي يك سر بزرگ بود تا حدي كه مادرش

 فكر ميكرد كه اون ناقص الخلقه به دنيا اومده؟! آيا ميدونستيد كه آلبرت قبل از اينكه ازدواج كنه

 داراي يك بچه مرموز! بود؟!

براي اينكه بخواهيد حقايق مبهم بيشتري از زندگي آلبرت انيشتين را بدونيد نوشتار زير را بخونيد:

1- آلبرت انيشتين يك كودك چاق با يك سر بزرگ بود.

موقعي كه مادر آلبرت Pauline Einstein- او را به دنيا آورد،سر او آنقدر بزرگ و بدشكل بود كه مادرش فكر مي كرد كه او ناقص الخلقه به دنيا آمده است!

به دليل اينكه پشت سر آلبرت خيلي بزرگ به نظر مي رسید خانواده اش در ابتدا او را يك موجود

 شگفت  آور تصور مي كردند . به هر حال پزشك توانست خانواده آلبرت را متقاعد كند كه مشكل

 خاصي نيست . البته نگراني خانواده آلبرت بي دليل هم نبود زيرا در هنگام تولد او موجودي شبيه

 يك هيولا بود ؛ هرچند با گذشت زمان سرش به وضعيت نرمال برگشت.

جالب است بدانيد كه موقعي كه مادر بزرگ آلبرت او را براي اولين بار ديد بصورت مدام زير لب

 جمله"بيش از حد چاق است" را تكرار مي كرد!

به هر حال بر خلاف تمام ترسها و اضطرابها آلبرت به حالت نرمال

تا حالا فكر كرديد كه آلبرت انيشتين فيزيكدان معروف را چقدر مي شناسيد؟! نابغه گيج و پريشان

 خيالي كه نظريه نسبيت عام و خاص را مطرح كرد و ثابت كرد.


آيا تا حالا ميدونيستید كه آلبرت انيشتين هنگام تولدش داراي يك سر بزرگ بود تا حدي كه مادرش

 فكر ميكرد كه اون ناقص الخلقه به دنيا اومده؟! آيا ميدونستيد كه آلبرت قبل از اينكه ازدواج كنه

 داراي يك بچه مرموز! بود؟!

براي اينكه بخواهيد حقايق مبهم بيشتري از زندگي آلبرت انيشتين را بدونيد نوشتار زير را بخونيد:

1- آلبرت انيشتين يك كودك چاق با يك سر بزرگ بود.

موقعي كه مادر آلبرت Pauline Einstein- او را به دنيا آورد،سر او آنقدر بزرگ و بدشكل بود كه مادرش فكر مي كرد كه او ناقص الخلقه به دنيا آمده است!

به دليل اينكه پشت سر آلبرت خيلي بزرگ به نظر مي رسید خانواده اش در ابتدا او را يك موجود

 شگفت  آور تصور مي كردند . به هر حال پزشك توانست خانواده آلبرت را متقاعد كند كه مشكل

 خاصي نيست . البته نگراني خانواده آلبرت بي دليل هم نبود زيرا در هنگام تولد او موجودي شبيه

 يك هيولا بود ؛ هرچند با گذشت زمان سرش به وضعيت نرمال برگشت.

جالب است بدانيد كه موقعي كه مادر بزرگ آلبرت او را براي اولين بار ديد بصورت مدام زير لب

 جمله"بيش از حد چاق است" را تكرار مي كرد!

به هر حال بر خلاف تمام ترسها و اضطرابها آلبرت به حالت نرمال بزرگ شد به جز اينكه كمي بيش از حد او آرام به نظر مي رسيد!

 


2-آلبرت انيشتين بعنوان يك بچه مشكل صحبت كردن داشت(لكنت زبان)

يكي از عكسهاي آلبرت انيشتين كه از دانشگاه Hebrew University of Jerusalem بدست آمده

 است.

آلبرت در زمان كودكي اش به ندرت صحبت مي كرد و موقعي هم كه صحبت مي كرد خيلي آرام

 بود!


در واقع او ابتدا همه جملات را در ذهنش مي سنجيد(و يا آنها را زير لب تكرار ميكرد)و تا موقعي

 كه به درستي آنها مطمئن نمي شد آنها را به زبان نمي آورد.بر طبق گزارشات آلبرت اين حالات

 را تا 9 سالگي داشت و پدر و مادر آلبرت از اينكه او عقب افتاده باشد مي ترسيدند.

حكايت جالب زير توسط مورخ علم- Otto Neugebauer- از زندگي آلبرت نقل شده است:

چون كه آلبرت لكنت زبان داشت پدر و مادر او خيلي نگرانش بودند . سرانجام يك شب سر ميز شام آلبرت سكوت را شكست و گفت:"سوپ خيلي داغ است"

پدر و مادر آلبرت كه خيلي تسكين يافته بودند گفتند كه چرا تابحال او يك كلام حرف نزده بود و

 آلبرت جواب داد:"چون تابحال همه چيز خوب خورده است!"

Thomas sowell در كتابش نوشته است كه علارقم آلبرت صحبت كردن تعداد زيادي از مردم

 باهوش و نابغه نسبتاً دير در زمان كودكي پيشرفت كرده اند.او اين شرايط را "Einstein

 syndrome" (علائم ناخوشي آلبرت) ناميد.


3
- نخستين جرقه هاي علاقه آلبرت به علم و بخصوص فيزيك از توجه به يك قطب نما گرفته شد.
موقعي كه آلبرت در سن 5سالگي در وضعيت بيماري روي تخت خواب در حال استراحت بود

 پدرش يك وسيله كوچك جذاب و ساده جيبي را به او نشان داد كه باعث علاقه او به علم شد و آن يك قطب نما بود.

آنچه كه آلبرت5 ساله را به اين وسيله كوچك علاقه مند كرد اين بود در هر حالتي كه قطب نما به چرخش در مي آمد عقربه(سوزن)آن هميشه در يك مسير مشابه بود.او فكر ميكرد كه يك مقدار نيرو در يك فضاي خالي فرضي كه روي سوزن قطب نما اثر ميكند بايد وجود داشته باشد!


4- آلبرت انيشتين در امتحان ورودي دانشگاه رد شد


در سال 1895 در سن 17 سالگي آلبرت براي ورود به مدرسه Swiss Federal Polytechnical يا

 ETH در خواست كرد . آلبرت رياضيات و شاخه هاي فني امتحان ورودي را پاس كرد اما در بقيه

 درسها مثل تاريخ ، زبان ، جغرافي و... رد شد! آلبرت مجبور شد به مدرسه فني و حرفه اي برود  ، هر

 چند سال بعد در اين كالج پذيرفته شد.


5- آلبرت انيشتين يك بچه نامشروع داشت!


در دهه 1980 نامه هاي خصوصي آلبرت مورد خاصي از زندگي نابغه فيزيك را آشكار كرد.او يك

 دختر نامشروع از Mileya Maric كه يكي از شاگردانش بود، داشت.(البته بعدا آلبرت با ميليا

 ازدواج كرد)


در اواخر ژانويه سال 1902، و يك سال قبل از ازدواجشان ميليا دختري به اسم
Lieserl بدنيا آورد

 كه آلبرت اين دختر را هرگز نديد و سرنوشتش ناشناس باقي ماند.


البته در نامه هاي بدست امده از آلبرت به اسم
Lieserl اشاره شده است؛دختري كه طي يك

 فرايند سخت زايمان به دنيا آمد ولي اسم رسمي و واقعي اين دختر هنوز نامعلوم باقي مانده

 است و حتي سرنوشت اين دختر هم تاكنون نامعلوم بوده است!


Michele Zackheim در كتابش به نام"دختر انيشتين" نتيجه گرفته است كه Lieserl روزهاي

 ابتدائي عمر اين دختر داراي مشكلات حاد جسمي بوده است تا جائي كه آلبرت متقاعد شده بود

 كه او (دخترش)جان خود را از دست داده است ولي بعداً با مطالعه نامه هائي كه گفته شد،

 دريافت كه در سپتامبر 1903 ميليا اين دختر را بعنوان فرزند خوانده به ديگري سپرده است!

در يك نامه از آلبرت به ميليا در 19 سپتامبر 1903 نام Lieserl براي آخرين بار ذكر شد و از آن موقع تاكنون هيچ كس از اين دختر هيچ چيز نمي داند.

6- آلبرت انيشتين از همسر اولش بيزار شد ولي به او پيشنهاد يك قرارداد عجيب را داد!

بعد از اينكه آلبرت با ميليا ازدواج كرد آنها صاحب دو فرزند پسر به نامها Hans و Eduard شدند.

موفقيت هاي آكادميك آلبرت و مسافرتهاي جهاني او باعث كم ارزش شدن همسرش در نظر او

 شد و براي مدتي آلبرت و همسرش سعي كردند مشكلاتشان را حل كنند و حتي آلبرت پيشنهاد

 يك قرارداد عجيب را به ميليا داد.

اين قرارداد عجيب بين اين دو زن و شوهر داراي مفادي بود كه آلبرت فقط به شرط قبول آنها از

 طرف همسرش حاضر به ادامه زندگي با او بود ، قراردادي كه اتفاقا به امضاي همسرش رسيد هر

 چند آلبرت در نهايت از او جدا شد...

 

 بود!


در واقع او ابتدا همه جملات را در ذهنش مي سنجيد(و يا آنها را زير لب تكرار ميكرد)و تا موقعي

 كه به درستي آنها مطمئن نمي شد آنها را به زبان نمي آورد.بر طبق گزارشات آلبرت اين حالات

 را تا 9 سالگي داشت و پدر و مادر آلبرت از اينكه او عقب افتاده باشد مي ترسيدند.

حكايت جالب زير توسط مورخ علم- Otto Neugebauer- از زندگي آلبرت نقل شده است:

چون كه آلبرت لكنت زبان داشت پدر و مادر او خيلي نگرانش بودند . سرانجام يك شب سر ميز شام آلبرت سكوت را شكست و گفت:"سوپ خيلي داغ است"

پدر و مادر آلبرت كه خيلي تسكين يافته بودند گفتند كه چرا تابحال او يك كلام حرف نزده بود و

 آلبرت جواب داد:"چون تابحال همه چيز خوب خورده است!"

Thomas sowell در كتابش نوشته است كه علارقم آلبرت صحبت كردن تعداد زيادي از مردم

 باهوش و نابغه نسبتاً دير در زمان كودكي پيشرفت كرده اند.او اين شرايط را "Einstein

 syndrome" (علائم ناخوشي آلبرت) ناميد.


3- نخستين جرقه هاي علاقه آلبرت به علم و بخصوص فيزيك از توجه به يك قطب نما گرفته شد.
موقعي كه آلبرت در سن 5سالگي در وضعيت بيماري روي تخت خواب در حال استراحت بود

 پدرش يك وسيله كوچك جذاب و ساده جيبي را به او نشان داد كه باعث علاقه او به علم شد و آن يك قطب نما بود.

آنچه كه آلبرت5 ساله را به اين وسيله كوچك علاقه مند كرد اين بود در هر حالتي كه قطب نما به چرخش در مي آمد

عقربه(سوزن)آن هميشه در يك مسير مشابه بود.او فكر ميكرد كه يك مقدار نيرو در يك فضاي خالي فرضي كه روي سوزن قطب نما اثر ميكند بايد وجود داشته باشد!


4- آلبرت انيشتين در امتحان ورودي دانشگاه رد شد


در سال 1895 در سن 17 سالگي آلبرت براي ورود به مدرسه Swiss Federal Polytechnical
يا

 ETH در خواست كرد . آلبرت رياضيات و شاخه هاي فني امتحان ورودي را پاس كرد اما در بقيه

 درسها مثل تاريخ ، زبان ، جغرافي و... رد شد! آلبرت مجبور شد به مدرسه فني و حرفه اي برود  ، هر

 چند سال بعد در اين كالج پذيرفته شد.


5- آلبرت انيشتين يك بچه نامشروع داشت!


در دهه 1980 نامه هاي خصوصي آلبرت مورد خاصي از زندگي نابغه فيزيك را آشكار كرد.او يك

 دختر نامشروع از Mileya Maric كه يكي از شاگردانش بود، داشت.(البته بعدا آلبرت با ميليا

 ازدواج كرد)


در اواخر ژانويه سال 1902، و يك سال قبل از ازدواجشان ميليا دختري به اسم Lieserl
بدنيا آورد

 كه آلبرت اين دختر را هرگز نديد و سرنوشتش ناشناس باقي ماند.


البته در نامه هاي بدست امده از آلبرت به اسم Lieserl
اشاره شده است؛دختري كه طي يك

 فرايند سخت زايمان به دنيا آمد ولي اسم رسمي و واقعي اين

دختر هنوز نامعلوم باقي مانده

 است و حتي سرنوشت اين دختر هم تاكنون نامعلوم بوده است!


Michele Zackheim
در كتابش به نام"دختر انيشتين" نتيجه گرفته است كه Lieserl روزهاي

 ابتدائي عمر اين دختر داراي مشكلات حاد جسمي بوده است تا جائي كه آلبرت متقاعد شده بود

 كه او (دخترش)جان خود را از دست داده است ولي بعداً با مطالعه نامه هائي كه گفته شد،

 دريافت كه در سپتامبر 1903 ميليا اين دختر را بعنوان فرزند خوانده به ديگري سپرده است!

در يك نامه از آلبرت به ميليا در 19 سپتامبر 1903 نام Lieserl براي آخرين بار ذكر شد و از آن موقع تاكنون هيچ كس از اين دختر هيچ چيز نمي داند.

6- آلبرت انيشتين از همسر اولش بيزار شد ولي به او پيشنهاد يك قرارداد عجيب را داد!

بعد از اينكه آلبرت با ميليا ازدواج كرد آنها صاحب دو فرزند پسر به نامها Hans و Eduard شدند.

موفقيت هاي آكادميك آلبرت و مسافرتهاي جهاني او باعث كم ارزش شدن همسرش در نظر او

 شد و براي مدتي آلبرت و همسرش سعي كردند مشكلاتشان را حل كنند و حتي آلبرت پيشنهاد

 يك قرارداد عجيب را به ميليا داد.

اين قرارداد عجيب بين اين دو زن و شوهر داراي مفادي بود كه آلبرت فقط به شرط قبول آنها از

 طرف همسرش حاضر به ادامه زندگي با او بود ، قراردادي كه اتفاقا به امضاي همسرش رسيد هر

 چند آلبرت در نهايت از او جدا شد...

 

ميليا،همسر اول آلبرت انيشتين


و اما اين شرايط عبارت بودند از:


الف: شما(آلبرت)مطمئن خواهيد شد كه:


1- لباس و رخت هاي شستني تان در شرايط خوبي نگهداري خواهد شد

2- سه وعده غذائي را بطور منظم در اتاقتان دريافت خواهيد كرد

3- اتاق خواب و مطالعه تان تميز خواهد بود و مخصوصا ميزتان كه فقط براي استفاده

 شما(آلبرت)است.


ب:  من هم از همه ارتباط شخصي با شما دست خواهم كشيد تا موقعي كه تنها به دلايل

 اجتماعي اجتناب ناپذير باشد

ج: در صورتي كه شما درخواست كرديد من حتي از صحبت كردن با شما خودداري خواهم كرد!


*ميليا(همسر آلبرت)همه اين شرايط را قبول كرد!

آلبرت براي همسرش دوباره نوشت تا مطمئن باشد كه او همه مفاد را اجرا خواهد كرد و آلبرت

ميليا،همسر اول آلبرت انيشتين


و اما اين شرايط عبارت بودند از:


الف: شما(آلبرت)مطمئن خواهيد شد كه:


1- لباس و رخت هاي شستني تان در شرايط خوبي نگهداري خواهد شد

2- سه وعده غذائي را بطور منظم در اتاقتان دريافت خواهيد كرد

3- اتاق خواب و مطالعه تان تميز خواهد بود و مخصوصا ميزتان كه فقط براي استفاده

 شما(آلبرت)است.


ب:  من هم از همه ارتباط شخصي با شما دست خواهم كشيد تا موقعي كه تنها به دلايل

 اجتماعي اجتناب ناپذير باشد

ج: در صورتي كه شما درخواست كرديد من حتي از صحبت كردن با شما خودداري خواهم كرد!


*ميليا(همسر آلبرت)همه اين شرايط را قبول كرد!

آلبرت براي همسرش دوباره نوشت تا مطمئن باشد كه او همه مفاد را اجرا خواهد كرد و آلبرت

 هم بعنوان مثال متعهد شد كه:

من(آلبرت)به تو اطمينان ميدهم كه در مورد رفتار درست يك زن به تو به عنوان يك زن غريبه (و نه

 همسر!!!)رفتار خواهم كرد.


7- آلبرت انيشتين با پسر بزرگش سازگار نبود

 

 

هنس،پسر بزرگ آلبرت انيشتين


بعد از طلاق،رابطه آلبرت با پسر بزرگش- Hans- بد شد.دليل اصلي اين امر مخالفت پسر بزرگ

 آلبرت با پدرش در مورد جدائي از مادرش بود.اين اختلافات موقعي فزوني يافت كه هنس

 خواست با دختري بزرگتر از خودش كه اتفاقاً از نظر ظاهري زياد هم جذاب نبود ازدواج كند.آلبرت

 با ازدواج پسرش با اين دختر كه Frieda Knecht نام داشت شديداً مخالف بود.در هر صورت هنس با اين دختر در سن 23 سالگي ازدواج كرد و همين امر باعث جدائي پسر و پدر از همديگر شد و Hans به ايالات متحده مهاجرت كرد و در نهايت موفق شد مدرك پرفسوري مهندسي هيدروليك خود را از دانشگاه UC Berkeley دريافت كند.

حتي در ايالات متحده هم پدر و پسر از همديگر جدا بودند و در نهايت موقعي كه آلبرت از دنيا رفت

 ارث كمي را براي هنس به جا گذاشت.


8- آلبرت انيشتين مرد زنها بود!

 


 

 آلبرت انيشتين همراه با همسر دوم خود(Elsa)


بعد از اينكه آلبرت از ميليا جدا شد،بلافاصله با دختر يكي از اقوام نزديك خود به اسم Elsa

 Lowenthal ازدواج كرد.البته در ابتدا آلبرت قصد داشت با دختر Elsa كه حاصل ازدواج اول "السا"

 بود و 18 سال از آلبرت كوچكتر بود ازدواج كند كه Elsa با اين امر شديدا مخالفت كرد؛به هر حال

 نهايتا آلبرت با "السا" ازدواج كرد.


بر خلاف "ميليا" نگراني اصلي "السا" اين بود كه از شوهر مشهورش نگهداري كند!!


در يك سري از نامه ها كه توسط دانشگاه
Hebrew در Jerusalem منتشر شد، ذكر شده است كه

 آلبرت انيشتين با 6 زن كه اوقات خود را با آنها گذرانده بود! در نهايت با "السا" ازدواج كرد.


9- آلبرت انيشتين،صلح طلب جنگ!، به FDR اصرار كرد كه بمب اتمي را بسازد!

 

در اين عكس آلبرت انيشتين به همراه Szilárd را مشاهده مي كنيد كه در حال امضاي نامه اي

 هستند خطاب به روزولت براي پيشنهاد به توسعه بمب اتمي ايالات متحده نوشته شده

 است.

در سال 1939 Leo Szilard فيزيكدان پس از اطلاع از شورش نازي هاي آلمان آلبرت را متقاعد كرد كه با نوشتن نامه اي به
Franklin Delano Roosvelt(FDR او را نسبت به نازي هاي آلمان هشدار دهد و اينكه نازي هاي در حال پيشرفت دادن به بمب هاي اتمي خود هستند و به آمريكا هم اصرار كرد كه بمب هاي اتمي خود را گسترش دهد.


نامه
Szilard و آلبرت اغلب بعنوان يكي از دلايلي ذكر مي شود كه پروژه مرموز منهتن به منظور

 پيشرفت پروژه بمبهاي اتمي آمريكا توسط روزولت شروع بكار كرد.


اگر چه بعدا آشكار شد كه بمباران كردن
Pearl Harbor در سال 1941 شايد بيشتر موثر واقع شد تا نامه اي كه آلبرت به منظور تحريك دولت وقت آمريكا براي گسترش بمبهاي اتمي خود بكار برد.

جالب است بدانيد ارتش آمريكا به هيچ عنوان از آلبرت انيشتين براي كمك به اين پروژه دعوت نكرد هرچند آلبرت انيشتين بسيار باهوش بود ولي ارتش عقيده داشت كه آلبرت يك ريسك امنيتي

 براي اين پروژه است!



10- قصه مغز آلبرت انيشتين:


بعد از مرگ آلبرت در سال 1955، مغز آلبرت بدون اجازه از خانواده اش توسط Thomas Stoltz  Harvey بيرون آورده شد."هاروي" مغز آلبرت را به خانه اش برد و آنرا داخل يك ظرف شيشه اي  دهان گشاد نگهداري كرد، هر چند او بعد بدليل انجام اين كار از محل كارش كه مخصوص تشريح اجساد بود اخراج شد

 

 

عكسي از مغز آلبرت انيشتين.
چند سال بعد،"هاروي" از Hans پسر بزرگ آلبرت براي مطالعه و بررسي مغز پدرش اجازه گرفت و تكه هائي از مغز آلبرت را براي دانشمندان مختلف در سرتاسر دنيا فرستاد.يكي از اين

 دانشمندان به نام Marian Diamond بود كه در دانشگاه UC Berkeley بود و او با مطالعه

 قسمتي از مغز آلبرت متوجه شد كه او در مقايسه با يك شخص نرمال، بطور قابل توجهي

 سلولهائي از مغزش كه مسئول تركيب كردن و مرتب كردن اطلاعات هست وجود دارد.

در مطالعه اي ديگر، Sandra Witelson از دانشگاه MC Master فهميد كه مغز آلبرت داراي كمبود

 يك چين خاصي از مغزش است كه شكاف Sylyian ناميده مي شود.

"ويتلسون" مشاهده كرد كه اين استخوان بندي غير معمول اجازه مي دهد به اعصابها در مغز

 آلبرت كه بهتر با ديگران رابطه برقرار كند.


نتايج مطالعه ديگري نشان مي داد كه مغز آلبرت آن آويختگي جداري زيرين كه اغلب درگير

 توانائيهاي رياضيات هست را بزرگتر از انسانهاي معمولي دارا بود...


 

 

 
+ نوشته شده توسط مهران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 10:35 |
اختلالات اضطراب انواع مختلفی از اختلالات را شامل می‌شوند:

وسواس

اختلال وسواس از جمله اختلالات رایج اضطرابی است. که به دو صورت فکری و عملی دیده می‌شود. در وسواس عملی تمایل و اجبار به انجام برخی رفتارها در فرد وجود دارد. بطوری که ممکن است فرد اجبار در شستن مکرر دستها ، وارسی اشیا مثل بسته بودن در ، شیر اجاق گاز ، یا انجام برخی رفتارهای دیگر داشته باشد. یک فرد وسواسی مجبور بود در پیاده رویی که راه می‌رفت موزائیک‌هایی که از روی آنها رد می‌شد، بشمارد. همچنین بیمار دیگری مجبور بود قبل از ترک منزل 20 بار دسته اجاق گاز را فشار دهد تا از بسته بودن آنها اطمینان حاصل کند.

برخی از افراد مبتلا به وسواس فکری هستند. به عبارتی این افراد دارای فکرها و تصاویر ذهنی هستند که مرتب در ذهن آنها تکرار می‌شود و آنها قادر به کنترل این افکار نیستند. بیماری که مبتلا به وسواس بود. دائما با این تصویر ذهنی که عابر پیاده‌ای را با چاقو زخمی کرده است مشغله فکری داشت. این افکار و تصاویر معمولا آزار دهنده هستند و فرد از کنترل آنها احساس عجز می‌کند. این اختلال با روشهای روان درمانی و دارو درمانی قابل درمان است.

حمله هراس

در این اختلال فرد به یکباره علائم اضطراب مثل تپش شدید قلب ، تنفس نامنظم مثلب احساس خفگی ، لرزش ، عرق و نگرانی شدید در یک لحظه آنی تجربه می‌کند. این علائم به یکباره شروع می‌شوند و فرد به قدری دچار ترس و دلهره می‌شود که احساس می‌کند در حال مردن است. این حالت در یک لحظه شروع می‌شود و مدت زمان محدودی ادامه می‌یابد و بعد دوباره فرد به حالت عادی خود برمی‌گردد.

فوبی یا ترسهای خاص

در این دسته از اختلالات فرد از یک چیز یا موقعیت خاص ترس دارد. و تنها در مواجهه با آن چیز یا موقعیت دچار ترس می‌شود. مثل کسی که از حیوان مثل عنکبوت یا گربه و ... می‌ترسد و علائم شدید اضطرابی را در مواجهه با آنها از خود نشان می‌دهد. برخی از این افراد حتی از دیدن تصاویر مربوط به چیزی که می‌ترسند، دچار اضطراب می‌شوند. برخی دیگر از افراد از مکانهای خاص دچار اضطراب می‌شوند مثلا وقتی در خیابان قرار می‌گیرند، یا در آسانسور یا در مکانهای مرتفع. یک بیمار از اینکه از پله‌ها بالا یا پایین برود دچار علائم شدید اضطرابی می‌شد و به هیچ وجه حاضر نبود به مکانهایی وارد شود که مستلزم بالا رفتن یا پایین رفتن از پله‌ها بود.

برخی افراد از حضور در جمع دچار ترس و اضطراب می‌شوند. این افراد از این که در مقابل جمع قرار گیرند، صحبت کنند و یا هر دیگری دچار ترس و دلهره می‌شوند. این مشکل معمولا رایج است و در میان اقشاری شناخته می‌شود که به نحوی نیاز به قرار گرفتن در جمع پیدا می‌کنند مثل دانش آموزان و دانشجویان برای ارائه کنفرانس. یک بیمار مبتلا به این نوع ترس حاضر نبود در کلاس درس حاضر شود. باز کردن در و وارد شدن داخل کلاس برای او شدیدا اضطراب‌آور بود، بطوری که در شرف ترک تحصیل بود.

اختلال اضطراب فراگیر

این نوع از اختلالات با علائم اضطراب که در طول روز وجود دارند مشخص می‌شوند. یعنی تجربه علائم اضطراب مجدد به زمان و یا شرایط معین نیست و معمولا فرد از تجربه علائم اضطراب در زمانهای مختلف رنج می‌برد.

علت شناسی اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی دلایل مختلف فردی ، جسمانی ، روانی ، خانوادگی و ... می‌توانند داشته باشند. بنابراین یک علت مشخص واحدی برای تمام افراد شناخته می‌شود. علت بروز این اضطرابها معمولا در جریان مشاوره و روان درمانی شناخته می‌شوند و مورد بررسی قرار می‌گیرند. برخی اوقات علائم اضطرابی در نتیجه مشکلات و بیماریهای جسمانی مثل گواتر ، کم خونی و یا مصرف داروهای خاص بوجود می‌آید که معمولا در جریان درمان مورد توجه قرار می‌گیرد.

درمان اختلالات اضطرابی

معمولا در درمان اختلالات اضطرابی از دارو درمانی و انواع روان درمانی استفاده می‌شود. با توجه به این که در هر یک از اختلالات تاکید بیشتری روی دارو درمانی ، روان درمانی یا هر دو می‌شود.

یا علی

+ نوشته شده توسط مهران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 10:23 |

بنام خدا

اين وبلاگ رابا ياري خداوند به منظور تبادل اطلاعات

ودراختيارگذاشتن اطلاعات ناچيز خود براي دوستان و يافتن

دوست بي ريا.

يا علي

+ نوشته شده توسط مهران در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 10:10 |


Powered By
BLOGFA.COM